زكات (صدقه) يكى از دو منبع مهم مالى دولت اسلامى در صدر اسلام بود. زكات، واجب عبادى ـ مالى است كه موجب تقرب به سوى پروردگار مىشود. امام على عليه السلام در اين باره مىفرمايد: [و بدانيد كه] زكات همراه نماز مايه تقرب مسلمانان به خداوند است. بنابراين كسى كه زكات را با طيب خاطر بدهد، كفاره [گناهان] او محسوب شده، مانع و حاجبى از آتش براى او خواهد بود. پس نبايد كسى چشم به دنبال آنچه پرداخته بدوزد و در اداى آن براى خويش مشقت ببيند، يا به خاطر آن حسرت خورد؛ زيرا آن كس كه بدون طيب نفس براى دريافت مزد بيشترى آن را بپردازد به سنت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم جاهل است و از اجر و ثواب مغبون و در عمل گمراه و بسيار پشيمان خواهد شد. (158) زكات در انديشه امام عليه السلام علاوه بر بعد اخلاقى، داراى فوايد اجتماعى ـ اقتصادى نيز هست. امام مىفرمايد: پرداخت زكات، موجب صرف ثمرات زمين و غير آن به نيازمندان و مستمندان مىگردد. (159) و خداوند زكات را وسيله رزق قرار داده است. (160) زكات دارائىها را بيمه مىكند. (161) زكات مالياتى است كه موارد مشمول، مقدار و مصارف آن مشخص شده است.
بنابراين در تعليمات حكيمانه امام بيشتر بر اجراى آن تأكيد شده است. در نامهاى به يكى از كارگزاران خود كه مأمور اخذ زكات بود، نوشت: برو با پرهيزگارى و ترس از خداوندى كه يگانه است و او را شريكى نيست. مسلمانى را مترسان و اگر خود نخواهد به سراغش مرو و بيش از آنچه حق خداوند است، از او مستان. چون به قبيلهاى برسى بر سر آب آنها فرود آى و به خانههايشان داخل مشو. آنگاه با آرامش و وقار به سوى ايشان رو تا به ميانشان برسى. سلامشان كن و تحيت گوى و در سلام و تحيت امساك منماى؛ سپس بگوى كه اى بندگان خدا، ولى خدا و خليفه او مرا به نزد شما فرستاده تا سهمى را كه خدا در اموالتان دارد، بستانم . آيا خدا را در اموالتان سهمى هست، كه آن را به ولى خدا بپردازيد؟ اگر كسى گفت نه، به سراغش مرو، و اگر كسى گفت: آرى، بىآنكه او را بترسانى يا تهديدش كنى [يا] بر او سخت گيرى يا به دشواريش افكنى، به همراهش برو و آنچه از زر و سيم دهد، بستان و اگر او را گاو و گوسفند و شتر باشد، جز به اجازت صاحبانش به ميان رمه مرو؛ زيرا بيشتر آنها از آن او است و چون به رمه چارپايان رسيدى، مانند كسى مباش كه خود را بر صاحب آنها مسلط مىشمارد و يا مىخواهد بر او سمت گيرد. چارپايى را رم مده و مترسان و صاحبش را در گرفتن آن مرنجان. پس مال را هر چه هست به دو بخش كن و باز او را در گرفتن يكى از آن دو بخش مخير نماى و در آنچه براى خود برمىگزيند متعرض آن مشو. سپس باقى را باز به دو بخش كن و باز او را در گرفتن يكى از آن دو بخش مخير نماى و در آنچه براى خود برمىگزيند، سرزنش منماى، و پيوسته چنين كن تا آن قسمت كه حق خداوند در آن است بر جاى ماند. پس سهم خدا را از او بستان و اگر پنداشت كه مغبون شده و خواست آنگونه قسمت كردن را برهم زند، از او بپذير و بار ديگر دو قسمت را يكى كن و باز قسمت از سر گير، تا سهم خدا را از مال او معين كنى و بستانى. و ستور پير و سالخورده و پاى و پشت شكسته و بيمار و لاغر و معيوب را مگير.
و چون مال مسلمانان را مىفرستى، آن را به كسى بسپار كه به ديندارى او مطمئن باشى تا آن را به ولى امر مسلمانان برساند و او ميان مسلمانان قسمت نمايد. و به نگهدارى آنها مگمار، مگر مردمى نيكخواه و مهربان و امين را كه نيكو نگهبانى كند؛ كسى كه با ستوران درشتى نكند و آنها را تند نراند و خستهشان نگرداند. پس، هر چه گرد آوردهاى، زود به نزد ما فرست تا ما نيز در جايى كه خداوند مقرر فرموده، صرف نماييم. (163) ... با بررسى و تأمل در اين نامه، نكات مهمى را درباره زكات به ويژه اجرا و اداره آن مىتوان به شرح زير برآورد:
.1 زكات و بودجه دولت. اعزام مأمور مالياتى و تبيين وظايف او نشان مىدهد كه دولت علوى جمعآورى و هزينه كردن زكات را وظيفه خود مىدانسته است. بنابراين زكات جزء بودجه دولت اسلامى به شمار مىرود. امام عليه السلام همانند رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مأمورانى را براى جمعآورى زكات و هزينه كردن آن به كار گماشتند؛ از جمله خنف بن سليم را بر صدقات بكر بن وائل گمارد و عهدى براى او نوشت كه در آن آمده است: پس هر كس از پيروان ما، از اهالى جزيره و مابين كوفه و شام، ادعا كند زكات خود را به عمال شام داده است، در حالىكه در حوزه (امنيتى) ما به سر مىبرد، پس تو او را از اين كار منع كن؛ زيرا نيروهاى سواره و پياده ما از او حمايت كردهاند، تو اين اجازه را به او نده، اگر چه حق آنگونه باشد كه او گمان كرده است، زيرا براى او نيست كه در سرزمين ما باشد و زكات مالش را به دشمنان ما بدهد. (164) روايت فوق دليل روشنى است بر اين كه زكات منبع مالى دولت است و بخشى از آن براى حفظ امنيت شهروندان هزينه مىشود.
.2 ادب مأمور مالياتى در هنگام شناسايى مؤديان. مأمور مالياتى بايد پرهيزگار، نرمخو و متواضع باشد و آشنايى لازم را با قوانين زكات داشته باشد. امام عليه السلام در نامه 26 نيز مأموران را به تقوا در پنهان و خلوت امر مىنمايد؛ زيرا براى مأمورانى كه در ارتباط پنهانى با مؤديان هستند، بسيار امكان لغزش و سوء استفاده (رشوه گرفتن) بسيار است.
.3 مالياتستانى مطابق قانون. هيچ مأمورى و يا مسئول حكومتى نمىتواند بيرون از قانون، مالياتى را وضع نمايد و يا بيش از مقدار مقرر در قانون از مردم ماليات بگيرد.
.4 زمينه اعتقادى و فرهنگى زكات. زكات واجب حقى است كه از سوى خداوند تعيين شده است . شايد بدين روى كه منابع طبيعى از آن عموم است و خداوند تبارك و تعالى به بندگانش اجازه داده است تا از آن بهرهبردارى كنند، ولى براى ديگران كه به نحوى در اين مال الهى شريكاند، حقى را واجب نموده است. از اين رو مؤديان زكات با اين اعتقاد، تكليف الهى خود را در برابر خداوند و نعمتهايش ادا مىنمايند و همانگونه كه اشاره شد، بدهى خود را با طيب خاطر مىپردازند تا بر درجات خود نزد خداوند بيافزايند.
. 5 اصل اعتقاد و خودتشخيصى. پرداخت زكات به عنوان يك واجب شرعى بر عهده مؤدى گذاشته شده است. از اين رو، اظهارات، ارزيابى و حتى ادعاى پرداخت از طرف او مسموع است. وقتى مؤدى اظهار مىدارد كه زكات بر گردن ندارد، مأمور نبايستى متعرض او گردد؛ در اين صورت طبيعى است كه امام به ارزيابى مؤدى اعتماد نموده است. (165) همچنين از اين رو است كه امام عليه السلام در نامه 26 به مأمور زكات سفارش مىكند كه نبايد به مردم بهتان زد و نسبت دروغ به آنان داد.
. 6 رفتار مأمور مالياتى هنگام جمعآورى زكات. امام عليه السلام درباره برخورد با مؤدى كه رأسا به بدهكارى خود اقرار مىكند، چنين توصيه مىنمايد:
يك. مأمور نبايستى موجب ترس و وحشت مؤدى شود.
شايان ذكر است كه در طول تاريخ در بسيارى از جاها مأمور مالياتى در نزد مردم ترسناكترين افراد بحساب مىآمده است.
دو. مأمور نبايستى مؤدى را تهديد نمايد.
حتى امروزه نيز در بسيارى از جاها به دليل ساختار غلط نظام مالياتى كشورها مأموران، براى تحصيل ماليات بيشتر اقدام به تهديد مؤديان مىنمايند.
سه. مأموران حق ندارند بر مؤدى ستم كنند و بيش از مقدار مقرر از او بگيرند.
چهار. مأمور نبايستى در جمعآورى زكات بر مؤدى سختگيرد. بنابراين بايستى با مؤدى نهايت مدارا و همراهى را در پيش گيرد. امام عليه السلام حتى هنگام جمعآورى جزيه مراعات حال مؤدى را مىكردند و از هر صاحب حرفهاى كالاى او را به عنوان جزيه مىپذيرفتند. ابوعبيد روايت مىكند: «على عليه السلام از هر صنعتگرى چنين جزيه مىگرفت: از سازنده سوزن، سوزن و از سازنده مسان، مسان و از بافنده ريسمان، ريسمان (166) ...». ابوعبيد معتقد است كه على عليه السلام اين كار را براى انفاق و آسان گرفتن بر مؤديان انجام مىدادند. (167) پنج. مأمور نبايد سرزده وارد ملك ديگرى شود؛ زيرا بيشتر مال از آن صاحب آن مىباشد . امام عليه السلام همچنين در نامه 26 مىفرمايد: ولا يرغب عنهم تفضلا بالامارة عليهم فانهم الاخوان فىالدين والاعوان على استخراج الحقوق.
.7 مراعات نظر مؤدى در هنگام وصول. امام عليه السلام به مأمور خود سفارش مىكند كه به مؤدى اختيار دهد تا زكات را از هر قسمت از مال خود، با حفظ شرايط آن، به دلخواه تحويل دهد؛ حتى درخواست تجديدنظر او را نيز بپذيرد.
. 8 رعايت مصالح بيتالمال. امام عليه السلام همانگونه كه درباره مؤديان سفارش مىكند، درباره بيتالمال نيز توصيه مىنمايد كه: اولا آنچه به عنوان زكات گرفته مىشود بايستى سالم باشد (پير، ضعيف، معلول، بيمار و معيوب نباشد) و دوم اينكه آنها را به دست امينى بسپارد كه از سلامت دينش اطمينان دارد.
تحليل توصيههاى حضرت امير در شرايط كنونى مىتواند روشنگر انديشه ژرف آن حضرت در ميدان اقتصاد باشد. البته تأكيد اين نكته به جا است كه دستورالعملهاى حكيمانه حضرت پيش از آنكه در زاويه تنگ ماديات تفسير شود، حكايت از بينش الهى او نسبت به انسان دارد. آن گاه كه كارگزار زكات را از فرود آمدن بر خانههاى مؤديان نهى مىنمايد، مىخواهد تا حريم امن خانواده و خلوت مردم از چشم اغيار دور باشد و بر فقر و غنا و احوال شخصى آنان دسترسى نباشد. (168) آن جا كه بر ادب كارگزار تأكيدات فراوان مىنهد و او را از بهتان زدن و نسبت دروغ دادن برحذر مىدارد، حفظ كرامت انسان را در حكومت اسلامى نشانه گرفته است. حتى با نهى از تجاوز از حد مشخص زكات و همچنين نهى از بىتوجهى نسبت به اموال مردم هنگام تحصيل زكات (رم ندادن گوسفندان)، احترام مال مردم را از نظر دور نمىدارد. اگر اجراى احكام الهى بر تقرب مردم به سوى خدايشان نيفزايد پس چه فرقى بين اين احكام و ساير قوانين وجود دارد، البته كه اعتماد تمكين مىآورد و هزينههاى جمعآورى زكات را كاهش مىدهد و بسترساز فرهنگ پرداخت زكات در جامعه اسلامى مىگردد. آشكار است كه حفظ بيتالمال و چگونه هزينه نمودن اموال آن نيز در ساختن چنين زمينههائى اثر فراوان دارد، كه اين نيز از نگاه تيزبين امير حكمت بيرون نمانده است
موضوع : حكومت داري حضرت علي (ع) در تاريخ و نهج البلاغه با رويكرد اقتصادي
.: Weblog Themes By Pichak :.



